
بیست و هفتمین سالگرد انجمن غزل ، در آخرین یک شنبه ی ماه ، با حضور جمع کثیری از شاعران و نویسندگان در خانه ی غزل برگزار شد . و نتیجه ی مسابقه ی سالیانه ی غزل نیز همزمان اعلام شد . در بخش شعر سپید حامد شکوری ، علی قربان نژاد و فرشید جوانبخش به عنوان نفرات برگزیده انتخاب شدند و در بخش شعر کلاسیک فواد نصیر به عنوان تنها برگزیده ی سال معرفی شد . در این جلسه شاعران و نویسندگانی همچون سید علی صالحی ، محمد علی بهمنی ، اکبر آزاد ، عبدالله صمدیان ، غزل تاجبخش ، فواد گودرزی، احسان هاشمی ، فرشید جوانبخش ،حامد شکوری ،علی قربان نژاد ،عرفان کارن، مسعود پاینده ...به شعر خوانی و ایراد سخنرانی پرداختند . این جلسه با اجرا و همکاری احسان هاشمی ، فرزاد سالک نیا و همچنین هانی کریمیان برگزار شد .
متن بیانیه ی این جشنواره به وسیله ی احسان هاشمی به این شرح قرائت شد:
به نام خداوندي
كه در آغاز هم
كلمه بود
باري ، به ياري ِ لحظاتي را كه زيسته ايم و در نوشته ايم ، كلمات را گرد آورده ايم و در ارتفاع شكوه ناك فروتن ِ ضيافتمان رها كرده ايم ، به پاسداري ِ ميزبان ضيافتي كه بيست و هفتمين بهارش را در دست هاي ما گل مي كند .
سپاس از دست هاي ما ، وقتي از رنج زيستن خجالت مي گيرد و بر صفحه ي سپيد ، رياضت مي گذارد. سپاس از ما كه بوده و هستيم :
نه بسان شكوفه اي كه گلي
يا يكي دانه كه جوانه اي
راست
بدان گونه كه عامي مردي
شهيدي
تا آسمان بر او نماز برد .
سپاس از دست هاي شما آويزان مي ماند ، هنگام كه گريه مي كند ساز ، و باز ، حنجره زخمي تغزل از رنج ِ شما ، تكثير ِ شادمانه ي زيبايي مي كند : اگر به وقت ِ كلمات
پس خورشيد ديگري ست كه رنج را شادمانه بر آورده و در مهر ِ مداوم اين خانه ، با وجه شعري مدام ، ميهمان شده ايم .
سپاس از ما كه پايداري ِ بيست و هفت حماسه ي محبت را ، به هديت شعري روشن مي كنيم.
ما آرزوهايمان را اين همه زيبا نوشته ايم : آرزو كرده ايم روزي تمام مردم دو پا داشته باشند و پلي شادمانه ، از رهايي ِ بغضي ، به بغض ِ رهايي ، به پاس ِ كلماتي كه عمري را در لحظه اي خلاصه مي كنند .
در پنجمين ماه ِ تازه ي اين تقويم باستاني ، از بزرگداشت ِ گلشيري ِ قصه ، تا قصه ي بزرگ ِ ضيافت شعر ِ انجمن ِ غزل ، من با تو با من بوده ايم
من با تو تنها نيستم
هيچكس با هيچكس تنها نيست
تنها آيينه اي در مقابل ِ هميم ، تا از من و تو ابديتي بسازيم . حالا عجيب نيست اگر به وقت ِ كلمات شاعر بوده ايم و به بهانه ي ديدار ِ هم ، شعري خوانده ايم ؛ يا به وقت ِ تنهايي در رفاقت ِ يكديگر دخيل بسته ايم و به بهانه ي شعري ، با هم بوده ايم :
" شاعر كه مي شوي
خيال ِ تو يعني
حكومت ِ دوست "
احسان هاشمي 28 مهر 87
